امروز : 1400/05/06
انتخاب زبان : English

مصاحبه با دکتر مهرداد ایرانشاهی، استاد فارماکوگنوزی دانشگاه علوم پزشکی مشهد

 

مصاحبه با جناب آقای دکتر مهرداد ایرانشاهی عضو هیئت علمی گروه فارماکوگنوزی دانشکده داروسازی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، مدیر عامل شرکت دانش بنیان گل اکسیر پارس در 26 بهمن ماه 1399

دکتر ایرانشاهی از اساتید فارماکوگنوزی کشور و از دانشمندان 1% برتر دنیا بوده که تا کنون موفق به کسب رتبه ها و جوایز مختلف پژوهشی شامل رتبه سوم پانزدهمین جشنواره رازی در سال 1388 و محقق جوان برگزیده از سوی وزارت بهداشت شده است و چاپ بیش از 220 مقاله علمی در مجلات معتبر بین المللی و تالیف چندین کتاب از جمله متابولومیکس از دیگر دستاوردهای علمی و پژوهشی ایشان می باشد.  ایشان یک شرکت دانش بنیان در حوزه خالص سازی ترکیبات طبیعی نیز دارند.

 

بیوگرافی استاد از زبان خود ایشان:

متولد سال 1353 در مشهد هستم. تحصیلات دوران دبستان و دبیرستان خود را در مشهد گذرانده ام و در سال 1371 کنکور دادم و وارد دانشکده داروسازی دانشگاه علوم پزشکی تهران شدم. در سال 1377 فارغ التحصیل شدم و بعد از آن در سال1378 وارد مقطع PhD و در سال 1382 فارغ التحصیل شدم. از سال 1383 تاکنون در دانشکده داروسازی مشهد مشغول به خدمت هستم و رتبه علمی اینجانب استاد تمام است.

 

 آقای دکتر در حال حاضر شما از اساتید برجسته کشور و از نوآوران در رشته فارماکوگنوزی هستید؛ از نظر شما رابطه بین فارماکوگنوزی و کارآفرینی چگونه است؟

به نظر بنده تمام رشته های علمی موجود در دانشگاه ها می توانند با کارآفرینی مرتبط باشند و ربطی لزوما به رشته فارماکوگنوزی ندارد. اما در خصوص خود رشته فارماکوگنوزی با توجه به پتانسیل های بالایی که وجود دارد، در بحث کارآفرینی کارهای بسیار بزرگ و اثربخشی را در حوزه صنعت و تولیدات مختلف بخصوص ترکیبات طبیعی، داروهایی طبیعی، گیاهان دارویی و فرآورده های حاصل از این ها می توان انجام داد.

 

وضعیت فعلی رشته فارماکوگنوزی کشور و پیشرفت های صورت گرفته در این رشته طی سال های اخیر را چطور ارزیابی می کنید؟

من وضعیت فعلی رشته فارماکوگنوزی را در کشور مطلوب ارزیابی نمی کنم؛ این رشته کمی غریب واقع شده است. در واقع با ورود رشته های نو ظهوری مثل نانوتکنولوزی و بیوتکنولوژی در علم بشری و یا دیگر رشته های جدید که در کلیه کشورهای دنیا مطرح شده اند، توجه به رشته فارماکوگنوزی که یک رشته با قدمت بوده کمتر شده است. در مورد رشته فارماکوگنوزی من از اصطلاح با قدمت استفاده کردم به این خاطر که می خواهم تفاوتی قائل شوم بین رشته های علمی که با قدمت هستند و رشته های علمی که قدیمی و منسوخ شده اند. ما دوتا واژه داریم، یکی قدیمی است که مربوط به چیزهایی هست که قدیم استفاده می شده و امروزه کاربردی ندارند، مثلا در قدیم از درشکه به عنوان یک وسیله نقلیه استفاده می شد که امروز دیگر کاربردی ندارد. اما بعضی چیزها هستند که با گذشت زمان منسوخ نمی شوند، بلکه بر قدمت و غنای آنها افزوده می شود، از جمله بعضی از رشته های علمی. به عنوان مثال در رشته ریاضی و شیمی هیچ وقت آن مطالب اولیه و پایه از بین نمی روند، هیچ زمانی ضرب و تقسیم و جدول مندلیف کنار گذاشته نمی شوند، بلکه روز به روز بر آن ها افزوده می شود. رشته فارماکوگنوزی هم یک رشته با قدمت محسوب می شود و با پیشرفت علم روز به روز بر غنای آن افزوده می شود. اما در حال حاضر در سطح کلان به این رشته خیلی توجه نمی شود، به همین خاطر از اصطلاح غریب واقع شدن استفاده کردم، به نظرم این رشته مهجور واقع شده است.

علت آن هم به نظر من دو مورد بوده، یکی به کم کاری خود ما فارماکوگنوزیست ها در کشور بر می گردد، که باهم اتحاد رویه ای نداریم و هر کسی در گوشه از کشور مشغول فعالیت است و حتی هیچ همایش سالانه یا دو سالانه در حوزه فارماکوگنوزی برگزار نمی شود و این موجب شده که این رشته خیلی بروز و ظهوری نداشته باشد. در واقع در خصوص اهمیت و جایگاه رشته فارماکوگنوزی در دانشگاه ها، صنعت و تحقیقات از همکاران فارماکوگنوزی ما کم کاری صورت می گیرد؛ و این موجب می شود که روز به روز فارماکوگنوزیست ها کمرنگ تر شوند و همینطور روز به روز علاقه مندان به رشته فارماکوگنوزی کاهش پیدا کنند. مورد دیگر شاید به ما فارماکوگنوزیست ها برنگردد، بلکه مربوط به مسئولینی است که در وزارت بهداشت و کلا دانشگاه ها فعال هستند و آشنایی نسبی از رشته های مختلف دارند، اما رشته فارماکوگنوزی را به خوبی نمی شناسند و زمانی که حتی در حوزه گیاهان دارویی هم تصمیم گیری صورت می گیرد از همه رشته ها به جز رشته فارماکوگنوزی کمک گرفته می شود.

 

آقای دکتر پیشنهاد شما برای خروج از این وضعیت چیست؟

به نظر من جوانان ما که در حوزه فارماکوگنوزی مشغول به فعالیت هستند نیاز است که در آینده در تبلیغات و نشان دادن حوزه هایی که فارماکوگنوزی پتانسیل دارد بیشتر فعالیت داشته باشند و این به نفع خودشان است. همین مصاحبه هایی که آماده می کنید کار خیلی خوبی است ولی این مصاحبه ها کجا پخش می شوند و مخاطبان آن ها چه کسانی هستند؟  تنها طیف محدودی از همکاران فارماکوگنوزیست خودمان در انجمن فارماکوگنوزی و خواننده دیگری ندارد. ولی شما در نظر بگیرید وقتی یک همایش سالانه یا دو سالانه فارماکوگنوزی در دانشگاهی برگزار می شود کلیه نگاه ها را به سمت خود جلب می کند.  من قبلا هم به همکاران فارماکوگنوزیست این پیشنهاد را داده ام. وقتی همه فارماکوگنوزیست ها و محققینی که در این حوزه فعالیت می کنند دور هم جمع شوند، این یک اثربخشی بسیار بالایی خواهد داشت، دانشگاه رشته فارماکوگنوزی را بهتر می شناسد. اساتید دانشکده ها گروه های فارماکوگنوزی را گروه هایی می بینند که در گوشه و کنار به صورت منزوی کار می کنند، طبیعی است که آنها را خیلی بازی نخواهند داد. ولی اگر یک همایش فارماکوگنوزی برگزار شود، طبیعتا رؤسا و معاونین دانشگاه ها و دانشکده ها علاقه مند خواهند بود که ببینند چه همایشی قرار است برگزار شود و کم کم با این رشته و پتانسیل های آن آشنا می شوند و بعد خواهیم دید که در تصمیم گیری ها بخصوص اگر قرار به تصمیم گیری در حوزه داروهای گیاهی و استاندارد سازی آنها باشد از همکاران فارماکوگنوزیست در خواست می شود که حضور داشته باشند؛ من این چیزی را که می گویم در این 16 سال حضورم در دانشگاه علوم پزشکی مشهد تجربه کرده ام. بعضا از دانشکده های دیگر به ما مراجعه شده و می گویند ما نمی دانستیم شما در حوزه گیاهان دارویی فعالیت می کنید و اصلا اطلاعات نداشتند و خب این جای تاسف دارد. علتش را هم خدمتتان گفتم، ما باید خودمان فعالیت های بیشتری داشته باشیم. ضمن اینکه در همایش های فارماکوگنوزی از رشته های مرتبط هم می توان دعوت کرد مثل کشاورزی، شیمی گیاهی حتی رشته های فارماکولوژی، رشته هایی که به نوعی با گیاهان در ارتباط هستند، می توانند در این همایش ها شرکت کنند و این موجب اعتلا رشته فارماکوگنوزی می شود.

وقتی این حرکت ها صورت نگیرد روز به روز این رشته کمرنگ تر می شود. متاسفانه همکاران فارماکوگنوزیست ما هر کدام در گوشه ای نشسته و بدون اینکه خود کاری انجام دهند فقط انتقاد می کنند، چه بسا که انتقاد آنها هم درست باشد ولی نکته اینجاست که این خود ما هستیم که باید حرکتی را انجام دهیم؛ مثل این می ماند که در جمعی نشسته باشیم و از توانایی ها و پتانسیل های خود صحبتی نمی کنیم، در حالی که بقیه صحبت می کنند، خب طبیعی است که کسی که دبیر و رئیس آن جلسه است براساس صحبت هایی که می شنود تصمیم گیری می کند و وقتی ما از توانایی ها و پتانسیل های خود صحبتی نکنیم چطور می توانیم انتظار داشته باشیم که رشته و جایگاه ما فارماکوگنوزیست ها اعتلا پیدا کند.

البته همایش و سمینار تنها یک پیشنهاد هست. اگر همکاران دور هم جمع شوند و خلاقیت به خرج دهند قطعا راه های متنوع دیگری هم وجود دارد، دعوت از اساتید خارج کشور، برگزاری مجازی وبینارها، تشکیل دوره ها و کارگاه ها و حتی استارت آپ ها هم می توانند همگی ایده هایی باشند که همکاران بتوانند در کنار هم قرار بگیرند. و برای شروع و شکل گرفتن این هم اندیشی ها به نظر من باید چند نفر پیش قدم شوند و ایثار کنند و وقت خود را بگذارند، چون به هر حال شکل دادن یک همایش زمان می برد. چند نفر از دستیاران هم بتوانند در این حوزه کمک کنند و در واقع کارگردانی این همایش ها و هم اندیشی ها را انجام دهند قطعا کار به خوبی پیش خواهد رفت. بنده حتی در ذهنم بود که خودم در این زمینه پیش قدم شوم و آغازگر باشم ولی چندماهی است که درگیرم و اگر سال آینده این درگیری ها کمتر شود شاید در این خصوص اقدامی را انجام دهم. و مهمتر اینکه انشاءالله بقیه ادامه دهند، چون ادامه پیدا کردن این ها اهمیت ویژه ای دارد. اینجاست که این جمله را می توان گفت، " گفتا ز که نالیم که از ماست که بر ماست". اگر ما می خواهیم حرف ما را بشنوند، اول باید حرف بزنیم، تلاش کنیم و فعالیت داشته باشیم. و مطمئن باشیم اثر این تلاش چند برابر به خودمان بر میگردد. من نوعی و باقی همکاران فارماکوگنوزیست اگر ساعت ها وقت بگذاریم و تلاش کنیم بی شک اثرات برگزاری این همایش ها حتی اگر با تاخیر، ولی به خود جامعه فارماکوگنوزی برمیگردد.

البته این صحبت های من به معنی افول رشته فارماکوگنوزی نیست، چون پرسیدید شرایط فعلی را چگونه ارزیابی می کنید، شرایط فعلی اینطور است. البته من امید دارم با جوانان با انگیزه ای که به این رشته ورود پیدا کرده اند در آینده شاهد بهتر شدن شرایط خواهیم بود.

 

 

به نظر شما چگونه می توان با پیشکسوتان این رشته چه در داخل کشور و چه در خارج ارتباط برقرار کرد و از تجربیات آنها در جهت پیشرفت اهداف دانشکده ها و آموزش بهتر دانشجویان بهره برد؟

به نظر من بهترین کار همین مصاحبه است. با محققین این رشته که با تجربه هستند مصاحبه صورت گیرد، حالا بنده که تجربه متوسطی دارم ولی با دیگر همکاران و بزرگان این رشته که خیلی بیشتر از بنده کار کرده اند و با تجربه هستند می توانید مصاحبه کنید و نظراتشان را جمع آوری کنید به هر حال با جمع شدن این نظرات راه ها پیدا خواهند شد.

 

گیاهان دارویی و داروهای گیاهی از اهمیت بالایی در خیلی از کشورهای پیشرفته و همینطور کشور خودمان برخوردار بوده، به نظر شما رشته فارماکوگنوزی در شناخت و بهره وری بیشتر از این حوزه چه کمکی می تواند داشته باشد؟

تا الان فارماکوگنوزی در حوزه داروهای گیاهی ضعیف عمل کرده است. همکاران فارماکوگنوزیست ما بیشتر کارهای پایه انجام داده اند و کمتر به تولید داروهای گیاهی پرداخته اند، البته کارهای پایه هم بسیار ارزشمند هستند و بنده نمی خواهم آنها را زیر سوال ببرم، ولی خب در بحث تولید داروهای گیاهی کم کاری صورت گرفته است. با توجه به اینکه نگاه کشور کم کم از دانشگاه های نسل یک به سمت دانشگاه های کارآفرین حرکت می کند، ما باید وارد میدان شویم و در عرصه تولید بیشتر فعالیت کنیم. اگر رشته فارماکوگنوزی و فارماکوگنوزیست های کشور در این حوزه بیکار بنشینند، منتظر باشند که به مرور محو شوند و دیگر اثری از این رشته باقی نخواهد ماند. محققین رشته فارماکوگنوزی باید ورود کنند و نه فقط داروهای گیاهی، خیلی محصولات دیگر هم می توان تولید کرد، بنده خودم شرکت دانش بنیان دارم که به تولید مواد خالص می پردازیم؛ در این حوزه ها هم می توان فعالیت کرد. به هر حال فارماکوگنوزیست ها نسبت به کسانی که فقط گیاهان دارویی را می شناسند و یا در رشته های کشاورزی هستند نگاه عمیق تری به مواد موثره گیاهی دارند و طبیعتا می توانند در تولید فراورده از داروهای گیاهی که ارزش افزوده دارند خیلی موفق باشند. من احساس می کنم فضای کار بسیار بسیار باز هست یعنی اگر کسی علاقه مند باشد و وارد این حوزه شود جا برای کار خیلی خواهد بود.

 

شما در حال حاضر کاری متفاوت و جدید را در این رشته انجام می دهید، تحقیقات بر مبنای متابولومیکس؛ چه شد که به این سمت رفتید؟ فکر می کنید متابولومیکس چه نقش و جایگاهی در فارماکوگنوزی دارد؟ و در آینده چه کمکی می تواند به این رشته داشته باشد؟

من همیشه علاقه مند بودم ببینم در هر رشته علمی چه کارهای جدیدی وجود دارد. متابولومیکس و کلا علوم اومیکس مثل ژنومیکس و پروتئومیکس رشته نیستند، در واقع علومی هستند که در همه رشته ها کاربرد دارند. اتفاقا در حال حاضر علم متابولومیکس بیشتر در حوزه پزشکی و بالینی کاربرد دارد؛ در بحث پیدا کردن بیومارکرها و اثربخشی داروها. منتهی متابولومیکس یک ابزار خیلی خوب است که ما در رشته فارماکوگنوزی هم می توانیم از آن استفاده کنیم. در واقع متابولومیکس علمی است که در رشته فارماکوگنوزی در بحث مقایسه متابولیت های گونه های مختلف گیاهی، شناسایی تقلبات، شناسایی گونه هایی مشابه و حتی مشخص کردن استانداردها برای داروهای گیاهی می تواند استفاده شود. ما در مشهد چندتا پایان نامه PhD با  این تکنیک تعریف کرده ایم که یا اتمام یافته اند و یا در دست اجرا هستند. نتایج خوب و کمک کننده ای هم تا به حال از آن استخراج شده است. به طور کلی به مطالعه همزمان تمامی متابولیت هایی یک گیاه و یا هر موجود زنده ی دیگر یا اصطلاحا متابولوم، متابولومیکس گفته می شود. طبیعتا مطالعه همزمان آن ها در خیلی موارد میسر نیست اما بیشتر متابولیت ها وقتی باهم مطالعه می شوند نگاه واقعی تری از ترکیباتی که در یک موجود زنده وجود دارد به ما می دهد. از نتایج کارهای قبل دیده شد که ما از متابولیت ها می توانیم در خصوص چگونگی پراکنش گونه های گیاهی، شناسایی گونه های اصلی از تقلبی و بسیار کاربردهای دیگر کمک بگیریم.

 

به نظر شما چه زمینه های تحقیقاتی دیگری می تواند در این رشته بکار گرفته شود تا موجب ارتقا این رشته گردد؟

به نظر من از حوزه های دیگری که در فارماکوگنوزی می تواند مورد توجه قرار گیرد بحث شناسایی، تعیین ساختمان و خالص سازی مواد موجود در دیگر موجودات زنده غیر از گیاهان می باشد. به طوری که این ذهنیت برای اساتید و محققین دیگر رشته ها بوجود نیاید که رشته فارماکوگنوزی یعنی فقط گیاه. قطعا در این رشته کار کردن بر روی منابع دیگر از جمله منابع دریایی، میکروب ها و قارچ ها می تواند مورد توجه قرار گیرد و اگر سایت انجمن فارماکوگنوزی آمریکا را دیده باشید به این موضوع توجه شده است.

 

رمز موفقیت خود را چه می دانید؟ چه عواملی موجب شده در حال حاضر در این جایگاه و موقعیت علمی قرار بگیرید ؟

این سوال را بهتر است اینطور جواب دهم، برای موفقیت چند عامل بسیار مؤثر می باشد. البته قبل از آن مایلم جمله ای از ادیسون بگویم، ادیسون می گوید، نبوغ یعنی 99% تلاش کردن و زحمت کشیدن و 1% شانس. من فکر می کنم یکی از عوامل خیلی مهم در موفقیت داشتن انگیزه و علاقه مندی است. البته استعداد هم مهم است ولی من افرادی را دیده ام که استعداد متوسط داشته اند ولی به علت انگیزه بسیار بالایی که داشته اند توانسته اند خیلی موفق باشند. بنابراین یکی از عوامل مهم در موفقیت داشتن انگیزه است و همینطور صبر و پشتکار که فرد ناامید نشود و ادامه دهد. بنده خودم در زمان تخصص که بر روی پایان نامه کار می کردم واقعا علاقمند بودم، خیلی با انگیزه و علاقه بالا بر روی موضوع کار میکردم و اصلا به آینده فکر نمی کردم. الان که فکر میکنم از خود می پرسم چرا آن زمان من اینقدر غرق در مسائل علمی بودم که اصلا فکر نمی کردم در آینده من قرار است کجا مشغول به کار شوم، درآمد کسب کنم و مخارج زندگی خود را تامین کنم؛  اصلا به این مسائل فکر نمی کردم، عمیقا به همان کار خودم مشغول بودم. هر چه انگیزه بالاتر باشد باعث می شود که فرد در کار خود متمرکزتر باشد، وقتی انگیزه او کم باشد چندتا کار را باهم انجام می دهد؛ دستی به این کار می برد، دستی به کار دیگر می برد و این عامل عقب افتادن و شکست است. نکته دیگر این که این انگیزه به تنهایی شاید نتواند عامل موفقیت باشد. باید یکسری ابزارهای کمکی هم داشته باشد. یکی از ابزارهای کمکی داشتن امید است، یعنی آدم حرف های مثبت بزند، فکر و ذهنیت مثبت داشته باشد و به افکار منفی اجازه ندهد در ذهنش باشد. در مقابل سختی ها ناامید نشود. امید خود را حفظ کند و از همه مهمتر توکلش به خدا باشد. به قول حافظ " سالک ار صد هنر دارد، توکل بایدش". به هر حال در نهایت هر امر ضمن اینکه علاقمند هست به خداوند باید توکل کند تا خداوند او را در مسیر درست قرار دهد.

 

فکر اینکه آینده چه خواهد شد همه ذهن، فکر و تمرکز دستیاران در رشته های مختلف را متاسفانه درگیر کرده است و این یک چالش بزرگ است. آیا توصیه ای در این خصوص دارید؟

یک دلیل این می تواند تغییر سبک زندگی مردم باشد. مثلا  زمانی که من تخصص می خواندم، موبایل نبود و فقط هر از گاهی که مقاله ای را می خواستیم پیدا کنیم به فضای مجازی دسترسی داشتیم و بیشتر از این نبود. امروزه فضای مجازی در کل زندگی بشر ورود کرده است و این فضا یکسری آفت ها برای زندگی بشر به ارمغان داشته که کسی دقت نمی کند، احتمالا افراد متخصص در حوزه روانشناسی یا علوم معرفتی این آفت ها را بهتر می شناسند و به آن توجه می کنند. ولی عموم مردم حتی اساتید و دانشمندانی که در حوزه های مختلف علمی کار می کنند به آن بخش آفت های روانی واجتماعی توجهی ندارند. خداوند برای هضم کردن واقعیت ها و اطلاعات ورودی به ذهن بشر ظرفیتی را برای او قرار داده است. در گذشته اخبار و اطلاعاتی که به ذهن مردم ورود می کرده و موضوعاتی که باید حل می کردند خیلی کم بوده و آسوده تر بودند. شما وقتی گوشی خود را باز می کنید، دچار بمباران خبری می شوید، هر خبر با یک موضوع و کاش این خبرها درست باشد، بسیاری از اینها خیلی اوقات اشتباه و یا دروغ هستند. ذهن شما پر می شود از اطلاعات ریز و درشت . قابلیت طبیعی ذهن انسان این نیست که بتواند همزمان همه اینها را آنالیز کند. شما حافظه موقت کامپیوتر را در نظر بگیرید، این یک فضای خاصی دارد، شما تا یک حدی می توانید برنامه و نرم افزار بازکنید، از یک حدی بیشتر هنگ می کند. بشر امروز به معنای واقعی هنگ کرده است و این هنگ کردن مانع از این می شود که بتواند عمیقا فکر و تصمیم گیری کند و هدف خودش را پیدا کند. این فضای مجازی و رسانه های مختلف، بشر امروز را از خودش گرفته است. وقتی کسی را از خودش بگیرند او دیگر خودش نیست که بتواند بنشیند با خودش خلوت کند و علائق فردی و راه خود را پیدا کند.

این یک مطلب کلی بود که من خدمتتان گفتم، اما در رابطه با صحبت شما در مورد دستیاران به نظرم من یک دلیلش همین تغییر سبک زندگی است. من فکر می کنم برای فضای مجازی، خود فرد باید محدودیت های برای خودش بگذارد. دوستانی را دارم که برای فضای مجازی زمان هایی را مشخص کرده اند، این طور نیست که هر زمان گوشی خود را چک کنند، کانال ها و رسانه های مختلف را باز کنند و پاسخگو باشند. این حضور دائم در رسانه های مختلف باعث می شود با چند موضوع مختلف مواجه شوید و نتوانید از پس آن بر بیاید و موجب می شود شما آرامش ذهنی خود را از دست دهید. مثل یک فرد جنگنجو که از چند جهت به او حمله شود، این فرد هر چقدر هم قوی باشد نمی تواند از خود دفاع کند. مغز انسان هم نمی تواند همزمان چند موضوع مختلف خانواده، آینده تحصیلی، نتیجه مقاله، اختلاف با همکار و ... را همزمان با هم تحلیل کند و این تغییر سبک زندگی یکی از عوامل اصلی آن  است. ولی این دلیل نمی شود که چون سبک زندگی عوض شده نتوان کاری انجام داد. قطعا می توانیم کاری انجام دهیم. الان افرادی هستند که هم در کار و هم در زندگی خود متمرکز و موفق هستند. یکی از کارهای خوب داشتن یک برنامه مطالعه است. مطالعه ذهن انسان را منظم می کند، برخلاف فضای مجازی که اخبار و اطلاعاتی که به ذهن فرد وارد می کند اغلب به هم بی ارتباط هستند، مقدمه و نتیجه گیری ندارند، مطالعه یک کتاب در زمینه های مختلف نه الزاما علمی و یا در حوزه تحقیقاتی خود فرد، می تواند ذهن فرد را منظم کند و علاوه بر منظم شدن ذهن، کمک می کند ذهن فرد باز شود. در واقع مطالعه یکی از راه هایی است که موجب می شود فرد علایق شخصی خودش را پیدا کند و همینطور روح و روان آرام تری داشته باشد.

 

 

بهترین و شیرین ترین دستاورد یا خاطره شما چه بوده است؟

خاطرات شیرین زیاد هست ولی شیرینی این خاطرات در طول زمان تغییر کرده است. به هر حال زمانی که تازه کارتر و جوانتر بودم کسب موفقیت هایی در جشنواره ها مثل جشنواره رازی و یا قرار گرفتن در فهرست 1% دانشمندان برتر دنیا برایم خیلی جذاب بود، الان هم منکر آن نمی شوم که علاقه ای دارم، ولی در حال حاضر بیشتر موفقیت ها و دستاوردهایی که بعد معنوی داشته باشند برایم مهم و ارزشمند هستند. به عنوان مثال اگر دانشجویی را درست راهنمایی کنم، دارویی را برای حل مشکل بیماری تولید کنم، گره ای از کار یک صنعت باز کنم، عده ای را متعهد کنم و تعهد اخلاقی در آن ها نسبت به رشته داروسازی ایجاد کنم و امثالهم برایم خیلی شیرین تر هستند. در حال حاضر این ها برایم شیرین تر هستند تا ببینم در آینده چه چیزی شیرین تر خواهد بود.

 

برای کسانی که تازه وارد این رشته شده اند چه توصیه هایی دارید؟ چه مواردی را بهتر است مدنظر قرار دهند؟

اول توصیه می کنم در ابتدای کار با چندتا از اساتید فارماکوگنوزی حتما مشورت کنند و بعد وارد حوزه تخصصی رشته فارماکوگنوزی شوند و ابتدای کار بی هدف شروع نکنند. افراد فعال در حوزه فارماکوگنوزی بخصوص اساتید، سال ها تجربه دارند و این تجربه خود را در عرض چند دقیقه در اختیار یک دستیار تازه وارد قرار می دهند و این خیلی گران قیمت و ارزشمند است. توصیه بعدیم این است که حوزه تحقیقاتی خود را براساس علایقشان در فارماکوگنوزی پیدا کنند و متمرکز در آن حوزه فعالیت کنند؛ به عنوان مثال کسی که می خواهد در حوزه آنالیز فعالیت داشته باشد، سعی کند دانش و تجربه عملی خود در آن حوزه را بالا ببرد. مورد سوم اینکه با توجه به شرایطی که بر کشور حاکم هست من توصیه می کنم تازه کارها بحث چاپ مقاله را در برنامه خودشان حتما قرار دهند. چون خواهی یا نخواهی چاپ مقاله یک برگ برنده مهم در رزومه هر فرد است و اگر فردی تعداد مقاله کافی و یا با کیفیت در رزومه خود نداشته باشد طبیعتا بر آینده شغلی او اثر میگذارد.

 

 اگر مجدد فرصت تحصیل برای شما پیش بیاید، دوست دارید حضور در محضر کدام یک از اساتیدتان را دوباره تجربه کنید؟

از اساتید قدیمی اگر بخواهم مثال بزنم مرحوم جناب آقای دکتر شفیعی بودند که خدمت های زیادی به رشته داروسازی داشتند و به معنای واقعی یک فرد علمی بودند و من از ایشان درس های زیادی گرفتم. همچنین آقای دکتر ملک نیا، آقای دکتر دهپور و آقای دکتر امین که از اساتید خیلی با اخلاق رشته فارماکوگنوزی هستند. البته من به خیلی از اساتید ارادتی ویژه دارم و اینکه بخواهم اسم ببرم ممکن است بعضی از قلم بیفتند و درست نباشد ولی حقیقتا اساتید قدیمی جور دیگه ای بوده اند.

 

ضمن سپاس فراوان به جهت حضور جنابعالی در این مصاحبه ، منتظر شنیدن صحبت پایانی شما هستیم.

با توجه به این که احتمال زیاد بیشتر متخصصین فارماکوگنوزی صحبت های من را مطالعه خواهند کرد، صحبت پایانی من این است که زنگ خطر افول رشته فارماکوگنوزی به صدا درآمده است. من در حین این مصاحبه راه کارها و توصیه هایی را داشتم که قطعا اساتید عزیزی که این مصاحبه را می خوانند چه بسا بتوانند توصیه های بهتری را هم به آن اضافه کنند ولی این زنگ خطر به صدا درآمده و باید همکاران فارماکوگنوزیست کشور وارد عمل شوند. اگر کوتاهی کنند و در کناری بنشینند دود آن به چشم خود همکاران فارماکوگنوزیست خواهد رفت، چون این یکی از رشته های پایه و اساسی است و اگر تضعیف شود در حوزه های مرتبط با گیاهان دارویی و داروهای گیاهی بی شک لطمات جدی خواهیم خورد و افراد دیگر نمی توانند این خلا را پر کنند و باید برای این فکری اندیشیده شود.

و سخن پایانیم با همکاران جوان است که این صحبت های من برای آنها پیام ناامیدی نداشته باشد، به هر حال رشته های علمی بسیاری در طول تاریخ زمان های افول و همینطور اوج داشته اند و نباید ناامید شد. ما در سال های اخیر شاهد بودیم که جایزه نوبل پزشکی به یک فارماکوگنوزیست برای کشف داروی ضد مالاریا در چین داده شد. بنابراین این رشته ما رشته ای نیست که بخواهد برای همیشه محو و نابود شود و هرگز این اتفاق نخواهد افتاد، اما اگر کم کاری صورت گیرد قطعا می تواند موجب افول و تضعیف رشته گردد و این لطماتش هم برای خود فارماکوگنوزیست ها و هم جامعه داروسازی خواهد بود. بنابراین توصیه می کنم جوانان اگر وقت دارند درکنار اساتید قرار بگیرند و از وقت و انرژی که دارند استفاده کنند و به اساتید کمک کنند تا انشاءالله فارماکوگنوزی روزهای آفتابیش هم برسد.

 

 

مصاحبه کننده و تدوین کننده: دکتر شکوفه عالی نژاد دستیار گروه فارماکوگنوزی دانشگاه علوم پزشکی مشهد